ترانه سبزه شيرين ادا
سبزه با نمكي بيا اي شيرين ادا
خالي از هر كلكي بيا اي شيرين ادا
تو با اون چشم سيات منو داغون مي كني
كلبه تار دلو چلچراغون مي كني
اگه يار من بشي ديگه هيچي نمي خوام
ترانه سبزه شيرين ادا
سبزه با نمكي بيا اي شيرين ادا
وقتي خنده مي كني گلو از رو مي بري
عطر ياس مريمو جمله از بو مي بري
تو تمام زندگي تو رو از خدا مي خوام
داد و فرياد نكني تو رو بي صدا مي خوام
ترانه سبزه شيرين ادا
سبزه با نمكي بيا اي شيرين ادا
خشم درياي جنوب تو نگات موج مي زنه
عقاب پرنده رو رفته در اوج مي زنه
با كمند زلف خود منو زندوني مكن
اين دل شكسته رو نرم و سندوني نكن
ترانه سبزه شيرين ادا
سبزه با نمكي بيا اي شيرين ادا
( از كتاب برق چشم )
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر